سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

رزم و شهادت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : رضا اسم‌خانی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
قالب شعر : غزل

می‌آید و انگـار کسی دوروبرش نیست            از آن‌همه سرباز یکی پشت سرش نیست

ذرّات جـهـان یکـسـره در سـلـطه اویند           اما به خـداوند، جهان در نظرش نیست


با قـامـت راســخ و دلـی تـشـنـۀ دیــدار           انگار نه انگار که دیگر پـسرش نیست

از ظلمت این دشت پُر از واهمه پیداست           خورشید پذیرفته که دیگر قمرش نیست

هی تیر پس از تیر پس از تیر پس از تیر           آخر به چه رویی بنویسم سپرش نیست؟

گـفـتـم بـه لـبـش جـرعـۀ آبـی بـرسـانـم           بالای سرش رفتم و دیدم که سرش نیست

«آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب»           جز نیزه سرگشته کسی هم‌سفرش نیست

شاعر چه کند، خواست بیاید به حرم دید           بار سفرش هست ولی بال و پرش نیست

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.



لبـخـند به لب دارد و آمـادۀ جنگ است            انگار نه انگار که دیگر پـسرش نیست